X
تبلیغات
رایتل

رویای رنگی

دوشنبه 18 اسفند 1393

کلکته شهر مرکزی ایالت بنگال در شرق هندوستان ومقرو پایگاه اصلی فرماندهی ارتش انگلیس درزمان اشغال هندوستان بود. شهری که قدمتی حدودا 300 ساله دارد و با حمله ددمنشانه امپراطوری بریتانیا به هند همسال است. از این شهر بود که تسلط حکمرانان انگلیسی به سراسر هند شروع شد.


اگردیلی را پایتخت سیاسی کشور و مومبای را مرکزصنعتی وتجاری درنظر بگیریم، کلکته پایتخت فرهنگی و روشنفکری هندوستان است. شاعران، روشنفکران وفیلمسازان مشهوری ازاین منطقه برخاسته اند و امروزه نیز کلکته مرکزفعالیت های فرهنگی- هنری هند است. اکثر آثارهنری و قدیمی این شهر توسط انگلیسی ها ساخته شده است. به اضافه آثار حضور یهودیان .

بنیان اندیش با نگاهی سطحی به مسائل این شهرو حواشی آن به نکته های جالب توجهی دست پیدا می کند. در کتاب های تاریخی هند نوشته شده است که انگلیسی ها در تدارکات خود برای ساختن شهرهای جدید هند، از کارگران ارمنی استفاده کرده اند. در شهر کلکته که مقر اصلی فرماندهی ارتش بریتانیاست، آثار حضور ارامنه بخصوص کلیسای ارامنه را می توان مشاهده کرد.





می توان این طور برداشت کرد که پروژه تاریخ سازی برای ایران وهند به طورهمزمان در حال اجرا بوده است. به طوری که یک گروه ازاین کارگران ارمنی را به داخل ایران برده و گروه دیگر را به هند فرستاده اند تا تاج محل و بناهای مغولی و... بسازند.

به نظر می رسد جمعیت ارامنه در کلکته قابل توجه بوده، زیرا برای عده قلیلی از ارامنه ساکن درهند ساخت کلیسایی به آن عظمت ضروری نبود.

نکته قابل تامل دیگراینکه یهودیان شخصیتی به نام «بودا» و مذهب «بودیسم» درهند را درهمان مناطق اطراف  مقرفرماندهی ارتش بریتانیا اختراع کردند. مانند بیهار و سیکیم



 این مثلا نقشه قدیمی امپراطوری هند در زمان بوداست که اکثر مناطق متمرکز امپراطوری، در اطراف پایگاه های300 سال پیش انگلیسی ها دیده می شود.

در واقع ارتش انگلیس ضمن غارت منابع هند، مشغول سروسامان دادن به پروژه های یهودی است. اصلا نام «هند» را نیز خود انگلیسی ها به این شبه قاره داده اند. البته به گمانم در انتخاب این نام با «خواجه حافظ شیراز» نیزمشورت کرده اند. چرا که ظاهرا این شاعرپارسی گو چند قرن قبل ازحضوربریتانیایی ها هند را می شناخته است.


دارجلینگ، پر طرفدارترین مرکز کوهستانی ایالت بنگال است، منطقه ای بسیار زیبا و مرتفع،  پوشیده از مزارع چای که تولیدکننده چای معروف دارجلینگ درجهان است. انگلیسی ها از همین جا چای را به دیگر نقاط دنیا معرفی کردند. این شهر کوچک نزدیک رشته کوه های هیمالیا نیز مملو ازمعابد بودایی است.

ارتش انگلیس با حمله خود غیر ازآدم کشی، دروغ، فقر و بودا، سوغات دیگری را نیز به هندوستان آورد و آن صنعت سینما بود.

امروزه بالیوود نام بزرگترین مرکزصنعت سینمایی دنیاست که برای میلیارد ها مخاطب در سراسر دنیا ازهندی و اردو زبانان آسیا گرفته تا مردم اروپا و امریکا، خاورمیانه، روسیه و افریقا و به 20 زبان مختلف فیلم می سازد.

سینمای هند امروزه برای مردمی که از بی سوادی و فقر و جهل رنج می برند، سرگرمی ارزانی است. هرشهروند هندی درهفته به طورمتوسط دو بار به سینما می رود. فیلم های هندی که اکثرا ملودرام های عشقی اند، حواس مخاطبان خود را از درد ورنج مشکلات زندگی دورمی کند وبا رقص و آوازو تصاویررنگارنگ، در ازای بهای بلیط به آنها ساعتی رویای رنگی می فروشد.

اگرچه دراین فیلم ها اکثر گوشه هایی ازواقعیت های تلخ جامعه نمایش داده می شود، اما ذهن تماشاگران بی نوا را از علت های واقعی منحرف می کند و مشکلات را به قضا و قدر ربط میدهد. درفیلم های سینمای هند مردم مسلمان پاکستان و کشمیر دائما به عنوان دشمن متجاوز، تروریست و جاسوس و خرابکار نشان داده می شوند. گویا فراموش کرده اند که این سرزمین ها روزگاری قسمتی از هند بوده وزبان و فرهنگ مردم شان با هندی ها یکی است.  

سینمای مستقل هند، دورازاستودیوهای بمبئی در بنگال شکل گرفت. درست درهمان محدوده پایگاه ارتش بریتانیا، با چهره هایی جهانی چون ساتیا جیت رای و ریتویک گاتک و مرینال سن.

هنگامی که صنعت سینما وارد هندوستان شد، حضوردر صحنه برای زنان هندو و مسلمان تابو بود. آنها موسیقی و رقص و آواز را کار مناسبی برای زن نمی دیدند. برای همین در ابتدا مردان لاغر اندام در نقش زن ایفای نقش می کردند.

اما جامعه یهودیان هند لیبرال تر بود و آماده بود تا این نقش را به عهده بگیرد. ضمن اینکه آنها پوستی روشن تر ازهندیان داشتند که چهره شان بر صفحه سلولوئیدی سینما بهتر جلوه می کرد. زنان یهودی درمشاغل دیگری نظیر اوپراتوری تلفن نیز ظاهر می شدند که زنان هندو و مسلم از آن اجتناب می کردند.

سینمای هالیوود در امریکا سیستم استودیویی دارد. اما سینمای هند چندین سال قبل از تشکیل اولین استودیوی فیلمسازی، شروع به کار کرده بود. اولین سوپراستار زن سینمای هند «سولچنا» یک یهودی بود. هندی ها نام صنعت سینمای خود را «بالیوود» گذاشتند. نامی هم وزن «هالیوود» تا نشان دهند که گردانندگان اصلی هر دو صنعت از یک قماش و طایفه اند. با این تفاوت که حرف اول کلمه «بمبئی» یعنی «ب» را در اول این اسم گذاشتند.



تصویر بالا پوستر اولین فیلم talkie سینمای هندوستان با نام " عالم آرا"  است که توسط مالک کمپانی امپریال ،اردشیر ایرانی - از زرتشتیان هند - ساخته شده.  جوزف دیوید از یهودیان هند فیلمنامه آن را نوشته بود که در بخشی از آن رد پای داستان یوسف و زلیخای تورات را می توان مشاهده کرد. قسمتی از موسیقی فیلم نیزاز آثار اوست. ورود صدا به فیلم های بالیوود، این سینما را مملو ازرقص و آواز و موسیقی کرد.

از اولین پروژه های این سینما ساخت فیلم «مغول اعظم» بود که از روی کتاب های جعلی یهود نوشته ساخته شده بود و ماموریت داشت تا وجود امپراطوری جعلی مغول را در هند به شکل تصویری در ذهن مردم هند جابیاندازد.

------------------------------------------------

pramila - born: Esther Victoria Abraham - the first miss India in 1947

«استر ویکتوریا آبراهام» که نام سینمایی «پرامیلا» را برای خود برگزید، از خانواده یهودیان بغدادی هند و ساکن کلکته بود. او از هنرپیشگان سینمای صامت هند است. خواهر او sophie که نام «رومیلا» را برای خود انتخاب کرده بود نیز در سینمای هند کار می کرد و همچنین دختر عمویش رز.

وی در ابتدا با «دیلیپ کومار» هنرپیشه مسلمان وبازیگرفیلم مغول اعظم وسپس با یک تهیه کننده زرتشتی ازدواج کرد. کوچکترین پسراوحیدرعلی اکنون از هنر پیشگان بالیوود است.


اولین شغل پرامیلا در سینما سرگرم کردن مردم در فاصله 15 دقیقه ای عوض کردن حلقه فیلم های صامت بود. بعدها به یک گروه تئاتر متعلق به کمپانی پارسیان(زرتشتیان) هند ملحق شد. او اولین زن تهیه کننده سینمای هندوستان است و یک کمپانی ساخت فیلم هم تاسیس کرد. او مدل و طراح لباس و جواهرات نیز بود  و دختر او "نقی جهان" در 1969 ملکه زیبایی هند شد.

به این ترتیب سینمای یهودی هند مردم پابرهنه را با نمایش های مسخره مسابقات زیبایی نیز آشنا می کرد. همان نمایش هایی که یهودیان هر سال در اکثر کشورهای دنیا اجرا می کنند و عده ای دختر جوان را در محلی جمع کرده و تعیین می کنند که کدام دخترچشم وابروی جذاب تری دارد و کدام بینی زیباتر ودست و پای کدام یک ازهمه درازتر است...(!!!) 

پرامیلا هم مانند بسیاری از یهودیان سنتی دیگر که عمر طولانی دارند در سن 90 سالگی در سال 2006 درگذشت.

  

----------------------------------------------------

sulochana - born :Ruby Meyers




هنرپیشه یهودی فیلم های صامت هندی که بالاترین میزان دستمزد را در زمان خود داشت که از حقوق سالانه فرماندار بمبئی نیز بالاتر بود. در دهه 30 میلادی کمپانی تولید فیلم خود را باز کرد.


-----------------------------------------------------------------------

Pearl Padamsee


هنرپیشه تئاتر و سینما و کارگردان و تهیه کننده سینمای هند که در سال 2000 میلادی فوت کرد. از مادری یهودی و پدری مسیحی متولد شده بود.

--------------------------------------------------------


Nadira - born : Florence Ezekiel


هنرپیشه یهودی هند از طایفه Bene Israel . از اولین هنرپیشه هایی که ماشین رولزرویز داشت. آخرین فیلمی که در آن به ایفای نقش پرداخت، josh  محصول سال 2000 میلادی بود.

در 1959 به عنوان «دختر شایسته جهان» انتخاب شد.

Fleur Ezekiel

ادعا شده Bene Israel  یکی از قبایل گمشده بنی اسرائیل در هندوستان است.

مستندات تاریخ سینمای هند می گویند بسیاری از هنرپیشه های هندی که ریشه یهودی دارند، در باورهای ایمانی غالب جامعه هند، یعنی اسلام و هندوئیسم حل شدند:

 

many actors of Indian Jewish roots assimilated into the more prevalent Muslim and Hindu faiths of India

بنیان اندیش می داند وقتی درباره حل شدن یهودیان در فرهنگ جامعه محل زندگی شان صحبت می شود منظور چیست.

این مدل استحاله موضوع جدیدی در زندگی یهودیان نیست و به معنی زیستن آنوسی آنها و اجرا گذاشتن تلقینات و فرهنگ یهود درلباس و ظاهری جدید است. با این اوصاف تعداد بیشتری از آنچه تاریخ سینمای هند سراغ دارد باید هنرپیشه یهودی یافت که به شکل آنوسی زندگی می کردند و حتی اکنون نیز می کنند.

------------------------------------------------

David Abraham Cheulkar


از یهودیان بغدادی هند که نزدیک به چهل دهه از دهه 40 تا 80 میلادی هنرپیشه بالیوود بود.

---------------------------------------------

پدرصنعت انیمیشن هندوستان نیز Edwin Meyers که به نام عزرا میر شناخته می شد، از یهودیان بغدادی کلکته است.

----------------------------------------------

اردشیر ایرانی (1969-1886) از پارسیان سرشناس هند و مدیر شرکت فیلمسازی امپریال در سال 1931 اولین فیلم ناطق سینمای هند را با نام "عالم آرا" کارگردانی کرد. وی یک سال بعد فیلم "دختر لر" را ساخت کرد که نخستین فیلم ناطق سینمای ایران به شمار می رود. فیلمنامه دختر لر و نقش اصلی آن به عبدالحسین سپنتا تعلق داشت. فیلم که در بمبئی و به زبان فارسی تهیه شده بود، در دی ماه 1312 در تهران به روی پرده سینما رفت. صدیقه سامی نژاد در این فیلم نقش دختر لر را ایفا نمود. بی شک فیلم های هندی منبع اصلی سینمای ایران درتولید فیلم های بازاری بودند که به «فیلمفارسی» مشهورند.



صدیقه سامی نژاد معروف به روح انگیز که بین سالهای 1295 تا 1376 شمسی زیسته است، اولین هنرپیشه زن فیلم های ایران است .او در 3 تیر 1295 در بم - استان کرمان- متولد شد و در 1308 به همراه همسرش که نام فامیل دماوندی داشت و دراستودیوی امپریال بمبئی فعالیت می کرد، به هندوستان مهاجرت و پس از 18 سال به ایران بازگشت. بعد ازایفای نقش درفیلم دخترلر، در فیلم شیرین و فرهاد عبدالحسین سپنتا نیز بازی کرد

وی در بعد از ظهر چهارشنبه دهم اردیبهشت 1376 در تهران در سن 81 سالگی درگذشت ودر بهشت زهرا به خاک سپرده شد 

نام فامیل سامی نژاد، دماوندی و سپنتا، تعلق خاطریهودی این دست اندرکاران اولیه سینمای ایران را به خوبی آشکار می کند



چرا اولین فیلم ایرانی در هندوستان ساخته میشود؟ صنعت سینما هم درست ازهمان مکانی به ایران رسیده است که حافظ و فردوسی و فرهنگ های لغت و مینیاتور را فرستاده اند.

اصولا در 1312 به تازگی مجلس کشور، نام سرزمین ما را از پرشیا به «ایران» تغییر داده، چگونه زرتشتیان هند، همچون اردشیر ایرانی در همان زمان فامیلی «ایرانی» دارند(!!!) ودر حالی که هنوز اکثریت مردم در خود ایران با زبان فارسی آشنا نیستند، پارسیان در هند فیلمی به زبان فارسی تولید می کنند(؟؟؟)

در فیلم دختر لر نقش اول زن بدون روسری در جلوی دوربین ظاهر می شود. پدیده ای که در فرهنگ آن زمان ایران که اکثر جمعیتش روستایی اند، غیرمعمول است

بعدها در فیلم های ایرانی اکثر زنان را در نقش رقاص کاباره می بینیم که با دامن کوتاه مشغول خواندن آوازهای کوچه بازاری اند و به این ترتیب زنان ایرانی را از حالت سنتی خانواده ها خارج و با فرهنگ دیگری آشنا می کردند.

و پروژه ای که از بمبئی آغاز شد، بعد ازانقلاب به پدیده ای بدل گشت که امروز در سیستم جمهوری اسلامی شاهد آن هستیم

همان پروژه درافغانستان امروز نیز در حال اجراست. برنامه های تلویزیون افغانستان مملو است از تبلیغات زندگی لوکس، تشویق برای خرید آپارتمان های جدید و شیک به سبک اروپایی، تشویق زنان به عضویت در تیم های مختلف ورزشی و مبارزه برای داشتن حق برابربا مردان در فعالیت های اجتماعی و اداره کشور

و البته دیری نمی گذرد که شاهد خواهیم بود زنان افغان هم مانند زنان بعد از انقلاب ایران، تمام وقت و انرژی خود را در آرایشگاه ها صرف مش کردن مو و مانیکورکردن ناخن یا در فروشگاه ها صرف خرید لباس و کیف و کفش مد روز خواهند کرد

   

نظرات (7)
ننای عزیز بسیار زیبا بود ممنون.
پاسخ:
سلام. لطف دارین.
شما اولین نفری هستین که اسم من رو درست می نویسین.
نمی دونم چرا همه اینجا به من میگن «ناینا»(!!!)
خوب بود،اما جای کار زیاد داره!
پاسخ:
ممنون.
از چه نظر؟ یه کم بیشتر توضیح بدین.
عالی بود
خدا قوت
اگه بشه برداشت و بازنشر کنم البته با ذکر منبع
پاسخ:
سلام. ممنون
هر طور صلاح می دونین
سلام. به نکات خیلی کلیدی اشاره کرده اید که بی شک ؛هر کدام ابهامات زیادی را خواهند گشود در نوشته های آتی تان.بنظر من همین را ادامه دهید عالیست دوست خوبم. چندی پیش ستاره داوود در داخل نشان ماندالا برایم سؤال بود که شما نیز اشاره فرمودید:«نکته قابل تامل دیگراینکه یهودیان شخصیتی به نام «بودا» و مذهب «بودیسم» درهند را درهمان مناطق اطراف مقرفرماندهی ارتش بریتانیا اختراع کردند.»منتظر مقالات بعدی تان هستیم.
پاسخ:
مرسی.اگه خدا بخوادمقالات ادامه خواهد داشت.
از توجه همیشگی ات ممنون.
با سلام

مدخل نوی دیگری است. منتظر ادامه آن هستم.

با تشکر
«تا یکصد و پنجاه سال قبل مردم عادی اسم مملکتشان را نمیدانصتند. هویت ملی در ایران یک مساله نصبتا جدید اصت. از هر کسی میپرسیدی کجایی هصتی اسم شهر یا ده یا ایلش را به همراه مذهبش میگفت. عنصر مذهب بخصوص کاملا بر دیگر مشخصه های هویتی غالب بود. کسی برای ایران تره خورد نمیکرد و اساسا در داخل ایران اسامی مکانها مثل آزربایجان یا خراسان یا اصفهان به مراتب غالبتر از کل امپراطوری بود که در اواخر دوره قاجار کم کم از ممالک محروسه قاجار به ممالک محروسه ایران تغییر نام داد. ولی باز هویت ایرانی ساخطه نشد و روز به روز میبینیم که این تلاش برای ساخت هویت ملی بدلایل متعدد شکست خورده اصت.»

این کامنت شخصی است که چند سال پیش سر سختانه با بنده در ستیز بود اما اکنون چنین می گوید. آنها هیچ منزلگاهی برای عقب نشینی ندارند جز اینکه پرچم بنیان اندیشی را بر دست بگیرند. شما نیز کار کمی نکرده اید و اصرار بنده به شما بیشتر به این دلیل است که می دانم حرف های زیادی برای گفتن دارید و در یادداشت های تان آن را به اثابت رسانده اید. تا کنون در زمینه این گونه فعالیت ها به کسی نه نگفته ام و اگر هزار نفر از دوستان نیز همگی از بنده در اینباره کمک بخواهند حاضرم در هر فعالیتی برای تحقیقات و انتشار حقایق همراهشان باشم.
پاسخ:
من یکی که مدیون کمک های شما هستم.
با سلام به استاد اگر نامتان ننوشتم برای این است که خدانکنه اشتیاه بنویسم
سرفصل مطلب را به نام افغانستان شروع نموده اید البته مقاله را هنوز کامل نخوانده ام ولی ظاهرا به طالبان اشاره ای ننموده اید طالبانی که درفکر اجرایی نمودن ایات هدایت گرانه قران بودند دراوج حکومت اسلامی طالبان بنده دردبی بودم وهنوز با استاد اشنا نبودم چیزهایی میگفت که من باستان پرست اون موقع حرفهایش را تایید میکردم ریشه کن کردن کاشت تریاک ریشه کن کردن دزدی ازطریق قطع دست وتعطیل نمودن مدارس دخترانه تا اگاه سازی جامعه
پاسخ:
لطفا این قدر به من نگین استاد.
شما کامنت یادداشت افغانستان را برای مقاله رویای رنگی گذاشتی.

در یادداشت اشاره ای کوچک و گذرا به طالبان هم شده .
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد