X
تبلیغات
رایتل

رندان پارسی گو - 1

شنبه 17 خرداد 1393

داستان همان داستان پیشین است.
خواجه حافظ شیراز در اشعارش از قند صحبت می کند. قندی که لابد بدون چای مصرف می نموده. چون چای در حدود 300 سال پیش با حمله ارتش انگلیس به هندوستان به دنیا معرفی شده است.و قند نیز محصول صنعتی 80 ساله است.
شاید هم قند را در شراب ناب مردافکن معروف خود حل کرده و می نوشیده.
بنیان اندیش می داند آن نیرویی که تحت پوشش نام هایی چون حافظ و عطار و خیام و نظامی و سعدی و ... مشغول تبلیغ راه عرفان اند، یک مشت شیاد و حقه باز اسلام ستیزند که اشعارشان تماما علیه آموزه های قرآن است.

 حقه بازی ها به همین جا ختم نمی شود. حقیقت جویان در هر جستجوی خود موارد تازه ای از این دست کشف خواهند کرد.
 به نسخه قدیمی کتاب غزلیات شمس تبریزی، تصحیح بدیع الزمان فروزانفر که ظاهرا علامه زمان خود بوده نگاهی بیندازیم.
در جلد اول در صفحه 60 کتاب به چنین بیتی برمی خوریم. مولانای روم همچون همیشه مشغول نصیحت مردم است که از اندیشه ورزی و پیروی از خرد پرهیز کنند:

                          میندیش میندیش که اندیشه گری ها      
                         چو «نفت»اند بسوزند ز هر بیخ تری ها


فرض کنیم که مولانا در سرزمین ترکیه که قرن ها با آب ناشی از طوفان نوح پوشیده بوده، با شنا خود را به قونیه رسانده باشد، اما به نظر شما این شاعر پارسی گو در سده 7 هجری قمری با «صنعت نفت» چگونه آشنا بوده؟

به نظر می رسد در این بیت کلمه «نفت» در معنای امروزین آن به کار رفته است.

دفتر اول مثنوی، داستان عاشق شدن پادشاه بر کنیز (بخش اول) به چنین ابیاتی ختم می شود که بسیار هم معروف است:


از قضا سرکنگبین صفرا فزود

روغن بادام خشکی می نمود

از هلیله قبض شد اطلاق رفت

آب آتش را مدد شد همچو «نفت»


آیا استادان عظام زبان و ادب فارسی در دانشگاه های ایران حتی یک بار از خود نپرسیده اند که اگر در زمان معروف به حیات مولانا هنوز در دنیا نفت کشف نشده بود، پس چگونه این کلمه به شعر مولانا راه یافته است؟

این پیروزی دگرباره بنیان اندیشی است.


بنیان اندیشی از رهروان راه حقیقت دعوت می کند تا از این زاویه به ادبیات منظوم فارسی نگاهی دوباره بیاندازیم.


نظرات (9)
سلام
باز هم عالی بود ...
پاسخ:
موضوع خیلی جالبه. هر دفعه این کلمه نفت رو می بینم حیرتم رو نمی تونم پنهان کنم. تا کجا ما رو احمق فرض کردند!
بسیار خلاصه و زیبا و ستودنی بود. اصولا حماقت زمانی مفهوم پیدا می کند که تعقلی در کار باشد و تعقل به کنار رود و حماقت نمایان شود. باید بگویم ظاهرا از ابتدای انتشار این قبیل جعلیات تنها حماقت بر سر کار بوده است چون اگر تعقلی در کار بود، تعقل به کنار نمی رفت و حماقت جای آن را نمی گرفت.

ممنون
پاسخ:
خواهش میشه.
ایراد موثقی نیست. یه مخالف به راحتی می تونه ادعا کنه که نفت احتمالا - هیزم روغن یا ...- چیزی بوده که کارکردی مشابه نفت فعلی را داشته و بعدها با کشف نفت به خاطر کارکرد و کاربرد مشابه تغییری توش داده نشده.
پاسخ:
کاملا درست می فرمایید. ممکنه ادعا کنند در قدیم به چیز دیگری که قابل اشتعال بوده نفت می گفتند. اما باید در همان فرهنگ لغات قدیمی خودشان این کلمه نفت را با آن معنی قدیم به ما نشان دهند.
بحث اصلی بنیان اندیشی همین موضوعه.
بنیان اندیشی سوالات تاریخی مطرح می کنه و آنها باید با سند به این سوالات جواب بدن.
اصولا مسئله تاریخ با "شاید" و "احتمالا" و ... پیش نمی ره. کلمه «شاید» و «احتمالا» تنها ارائه یک فرضیه است که باید به مرحله اثبات برسه.
تاریخ علمه . برای همین در دانشگاه آن را تدریس می کنند. و مثل هر علم دیگه ای برای ادعاهای خود احتیاج به دلیل محکم و علمی داره.
ما فقط میگیم آنها اگر ادعای تاریخی دارن باید سند نشان دهند. از روی کدام سند یا نوشته ادعا می کنند که نفت در قدیم «احتمالا» به معنی هیزم یا روغن یا هر چیز دیگه بوده؟

ضمن اینکه لازمه تذکر بدم که هنگام پاسخگویی باید فرق «توضیح دادن» را با «توجیه کردن» متوجه باشند و به جای سند تاریخی بهانه های تاریخی نیاورند.
ممنون از ارسال دیدگاهتون.
باسلام
واژه"نفت"اززبان اوستایی وریشه"نفتا"گرفته شده.چشمه های جوشان نفت هم اکنون هم دراکثرمناطق مسجدسلیمان وجوددارد.بشرازدیربازنفت را می شناخته والبته بیشتردرپزشکی ازآن استفاده می شده.پس استعمال آن اززبان مولوی چیزشگفتی نیست.
پاسخ:
چیزی به نام زبان اوستایی در ایران وجود نداشته. در ضمن در مناطق جنوب ایران نیز تا 200 سال پیش خبری از تجمعات انسانی نبوده.
نفت و گاز چیزی نیست که با کاسه از کف زمین جمع کنند. نفت محصول فراوری شده است که نام صنعت بر آن می گذارند.
به یادداشت های ایران شناسی بدون دروغ در سایت ناریا رجوع کنید. اسناد مربوطه در آن مجموعه یادداشت ها خدمتتون ارائه میشه.
در ضمن علم پزشکی هم باید توضیح بده در کدام مناطق و به چه صورت از نفت استفاده می کرده .
ممنون از ارسال نظرتون.
اینبار ؛مختصر اما باز هم عالی فرمودید بانو/
در پاسخ بعضی ها اینگونه هم میشود گفت؛گیرم که در مسجد سلیمان آن قدیم چاه آرتزین نفت وجود داشته باشد (که امری بعید است یا شاید هم از داستان جعلی مارکوپلو ملهم شده این تفکر برای یک عده) در قونیه کنونی که هنوز هم امکان فراهم نمودن نفت برایشان امکان ندارد و سوخت غالبشان زغالسنگ است؛حضرت رومی ؛چگونه موفق به مشاهده نفت شده اند؟
دیگر اینکه منظور شاعر از نفت دقیقا مایعی بوده که در سطح آب قرار می گیرد و اشتعال پذیر است اجسام جامد مثل چوب بدلیل جذب آب نمی تواند آتش بگیرد یا حتی نمی تواند مورد نظر شاعر باشد.تنها مایعی که می تواند این خاصیت را علاوه بر نفت داشته باشد الکل است که نام آن قبل از نفت نیز ؛موجود و الکحل بوده.وتا جایی که من با زبان ترکی آشنایی دارم در تاریخ هیچگاه به روغن نفت گفته نشده.پس لطفا با ارائه ادله ی غیر علمی موجبات خنده بنیان اندیشان را فراهم نکنند.
سلام. نظرت در این مورد چیه؟
http://forum.hammihan.com/thread127632-12.html
سلام

امیدوارم نتیجه این سکوت در وبلاگتان منجربه نشر مطالب مهم و تاثیر گذارتر باشد. بنده نیز در اینباره در حال فعالیتم. به زودی مطالبی را قرار خواهم داد. می دانم شرایط دشواری دارید و مسئولیتی سنگین، ولی می دانم که سخت کوش هستید و با تفکر و تجربه ای بالا.

منتظر یادداشت های جدیدتان هستم
موفق باشید و برقرار

با تشکر
پاسخ:
به خاطر کم کاری هایم شرمنده ام.
وعده ای که به دوست دیگه ای بابت یه یادداشت داده بودم رو هم هنوز عملی نکردم.
نصب مقاله های قدیمی استاد هم همچنان نیمه کاره باقی است.
امیدوارم برای انجامشون زمان پیدا کنم.
با سلام وتبریک عیدبزرگ اسلامی وجهانی قربان به حضور استاد محترم خانم ننا خیلی زحمث میکشید تلاش شما برای گسترش بنیان اندیشی کمتر استاد عزیز نیست در زمانی که برای زیارت استاد به تهران بیام امکان ملاقات با جناب عالی هست یا خیر از خداوند منان برایتان سلامتی طول عمر وپایداری درراه نشر علم ارزومندم
دوستدار نوشته های شما مفلح اسماعیلی
پاسخ:
سپاسگذارم. عید شما هم مبارک .
هر چند شیعه مذهبان که همیشه داعیه جداسری و جهود بازی دارند، روز عید فطر و قربانشان با بقیه مسلمانان دنیا فرق دارد.
برای من دیروز روز عید قربان بود، مثل بقیه مسلمین دنیا.
هر وقت تشریف آوردید خبر بدین،
خوشحال میشم زیارتتون کنم.
سلام بر استاد بزرگوار آقای پورپیرارکه چند بار خدمتشون رسیدم. از این مطالب روشنگرتان کمال تشکر دارم و از خداوند بزرگ طول عمر با عزت برایتان می طلبم.
پاسخ:
لطف دارین. ولی اینجا وبلاگ استاد پورپیرار نیست. هرچند در این وبلاگ مشغول پس دادن درس هایی هستم که از ایشان آموختم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد