X
تبلیغات
رایتل

تابلویی از کوبوشویلی

چهارشنبه 11 دی 1392


نقاشی بالا خاطرات روستای قدیم محل تولدم را برایم زنده می کند. زنان چادر به سری که عروس را با ساز و آواز به حمام می برند.

اما این تصویر جامعه ایران نیست. این نقاشی اثر معروف "شالوم کوبوشویلی" نقاش یهودی قرن نوزده و بیست گرجستان است. او زندگی یهودیان گرجستان را در آثارش به تصویر می کشید.

این زنان محجبه که چادر به سر دارند و با آن صورت خود را نیز پوشانده اند زنان یهودی هستندکه عروس خانم را با چادر سفید به میقواه (حمام مخصوص یهودیان) می برند. ساز کمانچه و سازی شبیه قوپوز در دستان نوازنده هاست و ظروف غذا و خوراکی در دستان چند نوجوان و شاید در حمام به دست عروس خانم حنا هم می مالیدند.

به راستی فرهنگ منطقه ما تا چه حد آمیخته به سنت های یهودی است؟

                                ----------------------------------------


این تصویر امروز همان زنان یهودی است که مطابق فرمایشات تورات مو و بدن خود را در چادر و برقع پوشانده اند. اما این بار بر خلاف تابلوی کوبوشویلی با چادرهایی به رنگ مشکی در فرهنگ یهود مواجه هستیم.


این رنگ مشکی در فضای جامعه امروز دنیا از چه زمان باب شده؟ از زبان مادر بزرگم شنیده ام هنگامی که مادر جوانش را در اثر بیماری از دست داده، دایی بزرگش برای او یک روسری به عنوان لباس عزا فرستاده است. یک روسری به رنگ سفید که گلهای آبی رنگی بر روی آن نقش بسته بود. در روستای ما کسی لباس مشکی نمی پوشید و رنگ مشکی را نوعی بدشگونی و حتی بی احترامی تلقی می کردند و همچنین رسم نبود که صاحب عزا خودش لباس تیره به تن کند. بلکه اطرافیان و فامیل لباسی که البته آن هم مشکی نبود، برای او می آوردند. بنابراین لباس های تیره رنگی که امروز بیشتر بر تن زنان ایران می بینیم از انقلاب 57 به بعد مرسوم شده است.


رنگ تیره نور خورشید و گرمای آن را بیش از رنگ های روشن جذب می کند.بنابراین در جوامعی که آب و هوای گرم یا حاره ای دارند، همچون افریقا، هندوستان، جنگل های شرق آسیا و... مردم یا نیمه عریانند یا از پارچه های خنک با رنگ های شاد به عنوان پوشش استفاده می کنند. در جغرافیای گرم و خشک جنوب ایران همچون بندر کنگ و...، یعنی جایی که در طبیعت «رنگ» وجود ندارد، لباس های محلی زنان را به رنگ نارنجی تند و سرخ آبی و قرمز و... می بینید.


با این اوصاف پذیرفتن این موضوع که مردم خاورمیانه و نجد عربستان - که اکثر قسمت های آن گرمسیر است -  از صدر اسلام تا کنون زنان خود را در چادر یا برقع مشکی می پوشانده اند، مشکل است و خلاف طبیعت زندگی انسان به نظر میرسد. حتی مردان عرب لباس های بلندی به تن می کنند که سرتاپا سفید رنگ است و البته پارچه ای را که شاید برای گریز از تابش مستقیم آفتاب به سر خود می بندند، معنی حجاب ندارد.


«مشکی رنگ طبیعت نیست. رنگ دنیای صنعتی و مدرن ماست. در نیویورک مردم همیشه لباس مشکی می پوشند. مشکی رنگی است که ساخته دست بشر است. این رنگ واقعا تصویر و انعکاسی از مغز انسان است.(؟؟؟) این رنگ ذهن است» (نشریه اختصاصی خانه هنرمندان ایران،گفتگویی با ماسیمو وینه لی معمار و طراح گرافیک معروف ایتالیالی و استاد دانشگاه هاروارد)      

اینکه ماسیمو وینه لی، رنگ مشکی را انعکاس ذهن و مغز انسان می داند برای من کمی نامفهوم است. البته اگر آن ذهن متعلق به یهود باشد زیاد هم حرف بی راهی نیست.
نظرات (8)
ممنون. عالی بود. کوتاه و مختصر ولی بسیار مفید و حساب شده. تصویری از کتاب فرزندان استر را نیز می توانستی اضافه کنی. در فیس بوک نیز می آورم.
پاسخ:
آره شاید بشه این یادداشت رو گسترده ترش کرد. نمی دونم به کدوم عکس کتاب داری اشاره می کنی. باید ببینمش.
از صفحه 311 کتاب فرزندان استر، در باره ازدواج صحبت میشه.
پاسخ:
نگاه می کنم . ممنون
مدخل وسیع و حساس و دقیقی است و نباید سرسری گرفت.
گفتار در باب پیدایش رنگ مشکی در پوشش زنان انقلاب بعد 57 دقیق نیست.
درست تر اینکه زنان از دو نوع پوشش استفاده می کردند.چادری برای جلوه در معابر که گلدار و رنگین بود و چادری مشکی برای ادای تعهدات مذهبی.
این نکته دقیق که چادر مشکی در عین حال اشرافی ترین پوشش زنان در میهمانی های مذهبی بوده است.
خسته نباشید و مطالبتان به نو اندیشی کمک فراوان می کند.
پاسخ:
بلی درسته.البته ایراد از نوشته منه. منظور من این نبود که قبل انقلاب اصلا چادر مشکی وجود نداشته.در شهر های بزرگی مثل تهران و شهرهای مذهبی زنان از چادر مشکی هم استفاده می کردند.ولی اکثر جمعیت ایران که ساکن روستاها بودند بیشتر چادرهای گلدار به سر می کردند.
اما بعد انقلاب تبلیغات و حتی اجبار برای استفاده از چادر مشکی،مانتو و مقنعه مشکی رواج زیادی پیدا کرد.

ممنون استاد . با حضورتون و نظرات دقیق و موشکافانه تون به این وبلاگ جلوه دیگه ای دادید.
با تشکر ازشما که ازنصب شعر استاداینجانب را مطلع ساختید موفقیت وسلامتی شمارا از خداوند منان آرزومندم ضما منتظر مقاله ای ازشما درباره بلای خانمان سوزی بنام طلاق هستیم
پاسخ:
سلام آقای اسماعیلی. خواهش می کنم. انجام وظیفه است.
من مقاله رو شروع کردم. اون هم به خاطر اصرار بیش از حد شما که سببش رو نمی دونم.ولی با این حجم کاری که این روزا سرم ریخته نمی دونم کی تموم بشه.یه نکته ای رو هم بگم که طلاق فی نفسه بلای خانمان سوز نیست.یه راه حله که خداوند هم تاییدش کرده. مشکل از سبک و تعریف غلط زندگی ما و جابه جا شدن ارزش ها ست. و همه ما به جای یادگیری و حل کردن مشکلات شروع به پاک کردن صورت مسئله می کنیم . یعنی طلاق
با سلام وتشکر ازپاسخ سریعتان
استاد عزیز ازانجاییکه بین دوستان وبلاگ نویس شهرما مدتی است بحث طلاق داغ شده گفتم مزاحم شما بشوم تایک مقاله پرمحتوا دربحث ارایه بشود اصلا عجله ای درکارنیست هروقت فرصت پیدانمودید آماده نمایید
پاسخ:
چشم - ممنون
با سلام به شما که درراه گسترش بنیان اندیشی تلاش بسیای میکنید وزحمات شماکمتر ازاستادنیست لطفا هروقت فرصتی پیش امد کمی درمورد شخصی بنام وشو قیلسوف یا عارف هندی اظهار نظر بفرمایید که هدف این شخص چیست وچه عقیده ونظری دارد
پیشا پیش تشکر میکنم
پاسخ:
فکر کنم منظورتون " اوشو " باشه. کلا فیلسوفان با سفر و کاوش به بیرون و عارفان با سفر و کاوش به درون خود مثلا به حقایقی از جهان خلقت و زندگی می رسند. اما بحث ما در بنیان اندیشی اینه که آیات قرآن بهترین منبع برای هدایت انسانه و چه کسی بهتر از خداوند می تونه از جهان هستی و زندگی برامون حرف بزنه.
راستش رو بخواهید من خیلی وقتم رو صرف مطالعه آثارش نکردم و احتیاجی هم به این کار نمی بینم. یکبار دیگه مقاله استاد رو که سال 85 درباره تصوف و عرفان نوشته اند در سایت ناریا مطالعه کنید.
باتشکر فراوان ازراهنمایی خوبتان موفق باشید
با سلام و آرزوی سالی نیکو برای شما و سایر دوستان بنیان اندیش.
مبحث مفیدی را گشوده اید, رنگ سیاه که اکنون در جامعه مذهبی ما رواج دارد (عبا, عمامه, پرچم) در دنیای اسلام غریب است. بالعکس رد رنگ سیاه در تورات زیاد به چشم می خورد.
با تشکر
پاسخ:
کاملا درسته - ولی جالبه که یهودیان اولترااورتدوکس الان در اسرائیل برقع سیاه به تن می کنند.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد