X
تبلیغات
رایتل

نگاهی اجمالی به فرقه اهل حق -2

شنبه 6 مهر 1392

<<<آقا سید قاسم افضلی شاه ابراهیمی که قبل از انقلاب عهده دار تکیه و امورات پیروان خاندان شاه ابراهیمی کرند گردید، در سال 1350 به تنظیم و نشر دفاتر یاری تحت عنوان رموز یارسان پرداخت و از سال 1339 تا 1350 چندین گنبد و مرقد پیشوایان اهل حق را بنا نمود. از جمله:

بنا و تعمیر گنبد حضرت پیربنیامین - بنا و تعمیرگنبد حضرت پیرموسی در کرند. بنا و تعمیرکلی چشمه هانی تا شاه ابراهیم واحداث چند باب ساختمان جهت سکونت زائرین. بنای مرقد مطهر حضرت سیدرضا بیگ در بابایادگار. بنا و تعمیرمرقد حضرت سید محمد گوره سواردر پردیور. بنا و تعمیر کلی مرقد وگنبد حضرت سید اسمعیل در کرند. بنا و تعمیر مرقد سید جمشید جد بزرگ در کرند.>>>>

بنابراین تا قبل از دهه 40 شمسی آیین 700 ساله اهل حق با کمبود مقبره و مکان زیارتی مواجه بوده. ظاهرا این حس بت پرستی و درعین حال کمبود بنا و محل زیارت درحدی است که این فرقه یک بنای بازمانده از کلنی های یونانی بعد از پوریم را نیز به عنوان "مکان مقدس ومحل زیارت "؟؟؟؟ مورد استفاده و رجوع خود قرار میدهند.


 
<<<این گور دخمه در سه کیلومتری جنوب شرقی سرپل زهاب در ابتدای جاده انزل واقع شده که در میان اهالی محل به کل داود و دکان داود شهرت یافته است و از مکان هایی است که نزد طوایف اهل حق متبرک بوده که در بعضی از اوقات سال در آنجا جهت انجام مراسم مذهبی اجتماع می کنند. این مقبره همانند گوردخمه بزرگ دربند صحنه دارای ایوانی در جلو میباشد که طول آن در جلو 60/9 متر و در قسمت عقب 32/7 متر می باشد. عرض آن 95/1 متر و ارتفاع آن نیز 60/2 متر است. اطراف ایوان به وسیله قاب هایی تزئین شده است. در دو طرف ورودی مقبره بقایای دو ستون دیده می شود که بدنه ستون ها به مرور زمان از بین رفته و تنها پایه ها و سرستون ها باقی مانده است. پایه ستون ها مربع شکل می باشد. در دیوارعقبی این ایوان ورودی به عرض یک متر و ارتفاع 5/1 متر وجود دارد که به اتاقی به طول 83/2 متر، عرض 31/2 متر و ارتفاع 18/2 متر منتهی می شود. در بدنه دیوارهای این اتاق 5 تاقچه جهت قراردادن نذورات کنده شده است. همچنین در نیمه سمت چپ کف اتاق، قبری بیضی شکل به عمق 70 سانتی متر کنده شده است. سقف این اتاق دارای تاقی هلالی است. ولی سقف ایوان جلو، مسطح میباشد. در فاصله 8 متری زیراین گور دخمه ، قاب مستطیل شکلی بر روی یک قاب قدیمی تر تراشیده شده است. در داخل قاب جدید شخصیتی به حالت تمام قد با صورتی نیم رخ حجاری شده است. این شخص لباس بلندی برتن و کلاه لبه داری بر سرگذاشته که قسمت پشت گردن و گوش های او را پوشانده است. همچنین در یک دست او برسمی دیده می شود و دست دیگر را به حالت نیایش به طرف بالا نگه داشته است. زمانی تصور میشد این گوردخمه و نقش برجسته حجاری شده در زیر آن متعلق به دوره ماد باشد. ولی در پژوهشهای اخیر آن را به دوره هخامنشی متعلق دانسته اند و نقش برجسته حجاری شده در زیر آن را نیز به دوره سلوکی وصل کرده اند ؟؟؟ >>>       

 

این مکان در بین مردمان اهل حق بسیار مقدس می باشد تا جایی که با پای برهنه روی سنگ های دامنه کوه قدم می نهند و نذورات خود را نیز آنجا بین مردم منطقه توزیع می کنند.

از آنجایی که در هیچ کجای قرآن به ساخت مرقد و زیارت مقابر اشاره ای نشده است. پس این گونه اعمال و مناسک بدعتی است که این فرقه و بخصوص مذهب شیعه خود بنا نهاده.


عکس بالا مقبره بابایادگار است در ریجاب - کرند غرب - کرمانشاه . از مقابر مقدس اهل حق. گنبد کلاه بوقی این مقبره نیز به مقابر یهودی شبیه است. ضمن اینکه یهودیان برای بزرگان مذهبی خود از لقب " بابا" زیاد استفاده می کنند. قسمت داخل این مقبره نیز مانند تمام مقبره های ایران که گنبد مخروطی شکل دارند و یهودی هستند، در سالهای اخیر به وسیله ملاط و به شکل بی سلیقه ای گچ اندود شده است و گویی قصد پنهان کردن چیزی یا علامتی را در سطح دیوارهای آن داشته اند.

                       ----------------------------------

<<<مکتوبات و نوشته های پیشوایان اهل حق را به عنوان " نامه سرانجام " میشناسند. این دفترها نزد اشخاص به خصوص که وارث سرسلسله های قدیم بودند نگهداری می شود و عامه مردم از محتوای آنها کمتر باخبرند. زیرا اهل حق معتقدند هریک از این سروده ها که به زبان کردی است حاوی سری از اسرار حقیقت بوده و شایسته نیست در اختیار هرکس قرار بگیرد.>>>

اگر مردم عام در آیین اهل حق قرار نیست از اسرار آن چیزی بدانند، پس باید دنباله رو چه چیزی باشند. تبعیت کورکورانه در کدام آیین و مسلک این دنیا مجاز شمرده شده است. خداوند نیز در آموزه های خود همیشه تاکید به پیروی ازعلم و خرد دارد و آنچه که بشر نسبت به آن علم و آگاهی ندارد شایسته تبعیت نمیداند. از کودکی تنها چیزی که ما مردم عام در این فرقه دیده ایم انجام یک سری آیین و اعمال سمبلیک و سنتی مانند درست کردن غذای جم و پختن" نیاز" توسط زنان خانواده و شعرخواندن و تنبور زدن و دعاهای مردان در جمخانه بوده که نه خیر دنیا درآن است و نه عاملی برای رسیدن به سعادت آخرت یا رسم قربانی کردن خروس به تعداد افراد ذکور خانواده که آدم را به یاد مراسم یوم کیپور، بزرگترین آیین مذهبی یهودیان می اندازد:

<<<از یک هفته قبل از کیپور تمام خانواده های یهودی تهران مشغول خریدن مرغ و جوجه می شدند تا شب قبل از کیپور به تعداد نفرات هر خانواده این کار انجام میشد. در این کار سعی می کردند به تعداد پسر در خانواده جوجه خروس و به تعداد دخترها جوجه مرغ بخرند و البته برای خود پدرومادرهم مرغ و خروس بزرگ خریده میشد و شب قبل از کیپور آنها را قربانی می کردند.  (برگرفته از خاطرات جهانگیر بابائیان)>>>

<<<برابر دفاتر یاری و بیانات صریح پیشوایان اهل حق، داشتن سبیل برای مردان در آیین یاری یک شرط لازم و واجب است. مردانی که سبیل می گذارند باید در حفظ و نگهداری آن مانند " گل " کوشش و وسواس به خرج دهند و آن را سمبل پاکی و ازارکان یاری به شمار آورند.(!!!)>>>

طایفه اهل حق اکثر وقت و انرژی و سرمایه خود را صرف انجام رفتارهای سمبلیک و ظاهری ومذهبی می کنند. چنانچه اگر مرد یارسانی به سبیلش دست زده باشد حق ورود به «مراسم جم» را ندارد. و اگر در مراسم، شرایط ظاهری را از نظر طهارت ظاهر و یا داشتن سبیل نداشته باشد، علاوه برخود آن شخص، سید و خادم حاضر در آن جمع نیزمسئول وجوابگوست. اما قرآن برای مسلمان شدن مومنین یا عبادت کردن، چنین اطوارهایی را ضروری نمی داند. تنها ذکر و ایمان به جمله «لا اله الا الله» کافی است.

اما یهودیان در هر قدم از ایمان مذهبی خود مجبور به اجرای مراسمی هستند که اگر سر سوزنی اشتباه اجرا شود، به درگاه پر نخوت یهوه مقبول نمی افتد، اهل حق نیز چنین اوصافی دارند:

<<<اگر مرد یارسانی به سبیلش دست بزند، حق ورود به مراسم جم را ندارد و اگر در مراسم جم فردی شرایط ظاهری مناسب با آن محفل را نداشته باشد (از نظر پاکی و داشتن سبیل)، علاوه بر خود آن شخص، سید و خادم حاضر درآن جم نیز مسئول و جوابگو هستند>>>

فرقه اهل حق را از غلاه شیعه به حساب می آورند، اما در اصل این مذهب ملقمه ای است از افکار اسلامی، یهودی، باورهای هندی، فلسفه و عرفان و....

سنگ اساس عقاید اهل حق تناسخ است. آنها حلول ذات را « دونادون» می نامند. آنها معتقدند در تن هر کس ذره ای از ذات الهی موجود است و ظهور روحانی حق در صورت جسمانی پاکان و برگزیدگان، همیشه در گردش می باشد و خداوند به صورت بشر برجسته ایی ظاهرمی شود. در مراسم جم کاسه آبی که آن را «آب حیات» می نامند به میان جمع آورده می شود و هر کس باید  جرعه ای از آن را بنوشد. درست مانند زنان یهودی که در کنیسه لیوان شرابی را دست به دست گردانده و هر کس جرعه ای از آن را می نوشد. روزه گرفتن اهل حق ها نیز شباهتی به روزه داری یهودیان دارد. از این بابت که یهودیان روزه های خود را به خاطر حوادث معینی که برای پیشوایان شان اتفاق افتاده برگزار می کنند. روزه سه روزه اهل حق نیز چنین است. اهل حق ها مانند بعضی آیین های عرفا یا هندوان در مراسم جم دوزانو روی زمین می نشینند و تا پایان مراسم حق تکان خوردن، بلند شدن و خارج شدن را ندارند و کلماتی را مانند مانترا باید دائم تکرار کنند. آنها در مراسم باید کلاه به سر داشته باشند و کمر خود را ببندند.


لازم به توضیح است آنچه که اهل حق از آن به عنوان "سرمگو" نام میبرد همان اصطلاحات و مفاهیمی است که با نام کلی "عرفان" در کتاب هایی چون آثار عطار نیشابوری و مثنوی مولانا و... به چشم می خورد که در سطحی ساده تر در کتاب های بهائیان و حتی در اوستا نیز به آن برخورد کرده ام. گویی یهود برای مبارزه و قد علم کردن در برابر مفاهیم عمیق اسلامی حرف دیگری جز همین اراجیف در چنته نداشته که مقابل آیه های قرآن قرار دهد.

 بعد از پیروزی انقلاب و روی کارآمدن جمهوری اسلامی رهبران فرق مختلف اهل حق به دیدار آیت الله خمینی رفتند تا از ایشان در مورد جایگاه اهل حق در سیستم حکومتی جدید کسب تکلیف کنند. آیت الله خمینی بعد از شنیدن صحبت های آنان تنها یک جمله فرمودند: اگر شما علی را "حق" میدانید مانیز اهل حقیم.

ولی  این جمله دقیقا به چه معناست  که فهماندن آن به دیگران یکی از چالش های امروز این گروه است. به شخصه از زبان متعصبین این فرقه شنیده ام که حضرت علی را برترین موجود  کائنات میدانند و حتی باور دارند که علی قبل از پیدایش خلقت و قبل از ظهور حضرت آدم وجود داشته؟؟؟ و بعضی تعارف را کنارگذاشته و او را خود خدا میدانند. و گروهی دیگر او را نه خود پروردگار که  تجلی " ذات و صفات" پروردگار میدانند. یعنی تمام صفات و ویژگی های خداوند در وجود امام علی حلول کرده. از آنجا که هیچ بشری حتی پیامبر نمی تواند صاحب ویژگی های خداوندی باشد بنابراین اهل حق با این توصیف امام علی را در اصل خود خدا معرفی می کنند.

پس با این اوصاف ما با دو امام علی در تاریخ روبه روییم. یکی آن امام علی که در روایات شیعه و  سنی شناختیم و دیگری شخصی که لباس یا " دن" خداوند را برروی زمین پوشیده. جالب است که اهل حق روایات و داستان های شیعه را در مورد امام علی قبول دارد و آنرا به هیچ وجه نقض نمی کند. ولی چگونه چنین چیزی ممکن است؟

ذات خدا چگونه می تواند زن و فرزند داشته باشد؟ ذات خدا هنگام نماز رو به قبله چه کسی سجده می کند؟ و شمشیر ابن ملجم فرق سر ذات خدا را چگونه میتواند بشکافد؟؟؟؟؟؟؟

آشفتگی بی حد و حصر همراه مطالب ضدو نقیض از ویژگی های بارز جعلیات یهود نوشته در مورد تاریخ و دین و علم و همه چیز ماست.

                                           

مشخص است که باورها و مناسک اهل حق هیچ ربطی به آموزه های قرآن ندارد.  پس خواه ناخواه این فرقه ازدایره دین اسلام وحتی مذهب شیعه خارج اند و برای خود بدعت و مسلکی مجزا هستند. اینکه چنین مسلک متفاوت و بی سر و تهی را به اندیشه اسلامی ربط می دهند خود نشان دهنده توطئه ای برای ایجاد اغتشاش و سردرگمی در دین اسلام است. طبیعی هم است. وقتی آیه های قرآن را نتوانستند دستکاری و مفاهیمش را جابه جا یا حذف کنند، ناچارا باید چیزی متضاد را در کنار آن بکارند.


سخن آخر آن که فرقه اهل حق درانتخاب دین و راه و مسیر زندگی خود، مانند همه انسان های دیگر مختاراست. اما بهتر است واقعیتی را فراموش نکند:


   و من یبتغ غیر الاسلام دینا، فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین(آل عمران - 85)


                                                                

نظرات (1)
سلام
بنده دوستی دارم که بعد از مرگ پدر درویش رو به درویشی آورده . چندین بار بنا به سفارش قرآن کریم مبنی بر جدل با لحن آرام با افرادی مانند ایشون اقدام به بحث و جدل کردم که بعضی از نظرات ایشون میتونه جالب باشه از حمله اینکه پیامبر خدا قبل از رسیدن به مقام نبوت دانشمند بزرگی بوده و قرآن نیز با تلفیق دانش گذشتگان نوشته شده !!! در پاسخ از ایشون سوال کرذم اگر محمد دانشمند بوده چرا به دروغ در بسیاری از آیات خدا به امی بودن پیامبر اسلام اشاره شده و با این پیش فرض که قرآن دست نوشته یک دروغ گو هست چرا اصلا باید علی که جانشین این دروغ گو حالا به هر کیفیتی بوده احترام گذاشت و مقام بزرگی بهش داد و اگر این تصور که علی جانشین خداست و گاها خود خداست قبول کنیم چرا پیامبر با وجود خدا نزد خودش با دانش پیشینیان دست به نگارش قرآن زده ؟ و البته جوابی از ایشون نگرفتم
مسلمانان بارها در نماز به این مساله که محمد عبد و رسول خداست شهادت میدن و قرآن به امی بودن رسول و این واقعیت که محمد جز ابلاغ آیات خدا وظیفه ای نداشته گواهی میده این سوال مطرح میشه که دقیقا چه وظیفه ای به عهده علی جانشین پیامبر هست
با آرزوی موفقیت برای شما و دیگر اساتید بنیان اندیشی
پاسخ:
به نکته مهمی اشاره کردی.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد